WWW.ABERSHOP.COM


 email     messenger     yahoo.com
      Gmail
در اين سايت در كل اينترنت
 hot mail     messenger   msn.com

اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد.      سایت اینترنتی عابر شاپ با هدف اطلاع رسانی کامل و صحیح  آن لاین در خدمت کاربران فارسی زبان


داستانهای کوتاه اما واقعی

 

هر جا که اراده است راهی نیز وجود دارد

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیزترین مسابقات دو در جهان بود. این مسابقه در پنج قاره جهان به طور مستقیم پخش می شد. مسافت طی شده 42 کیلومتر و 195 متر بود .

همه در استادیوم منتظر بودند تا ببینند چه کسانی از عهده این استقامت نفس گیر بر می آیند تمام دوربین ها روشن بود عکاسان هم آماده ثبت کردن با ارزشترین لحظات تاریخ بودند . تا اینکه عده ای از دوندگان یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند استادیوم سراپا تشویق شد .دوندگان از خط پایان عبور کردند . اسامی و رتبه بدست آمده از بلندگوها اعلام می شد.بنظر می رسید که آخرین نفر هم از خط پایان عبور کرده است . جمعیت هم کم کم استادیوم را ترک می کردند و مسئولین و داوران مسابقه هم در حال جمع آوری علائم و خط پایان مسابقه بودند اما ...

یکدفعه بلندگو استادیوم اعلام کرد که خط پایان را ترک نکنید .گزارش رسیده که هنوز یک دونده باقی مانده است و به خط پایان نرسیده. همه به سرجای خود بازگشتند و انتظار نفر آخر را کشیدند . دوربین ها تصویر او را مخابره میکردند و نام او را از روی شماره پیراهن پیدا کردند .

نام او جان استفن آکواری اهل تانزانیا بود.

ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده بود و لنگ میزد و هنوز 20 کیلومتر با خط پایان فاصله داشت .نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود .لنگ لنگان و آرام آرام می آمد ولی دست بردار نبود .

داوران طبق مقررات حق نداشتند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک بکنند . جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر می شدند و تمام خبرنگاران از بخش های مختلف هیجان زده وارد استادیوم می شدند .

هوا رو به تاریکی میرفت تا اینکه جان استفن وارد استدیوم شد فقط  50 متر با خط پایان فاطله داشت . جمعیت شروع به تشویق کردن نمودند و لحظه به لحظه شدت کف زدن ها بیشتر می شد.چنان غوغایی برپا شد که با عبور نفر اول از خط پایان چنین هیجانی برپا نشده بود آن شب در مکزیکوسیتی کسی از شوق این حماسه این دونده تا صبح نخوابیدند و همه جا در سرتاسر المپیک صحبت از جان استفن آکواری بود .

دنیا درس بزرگی از او آموخت : اصالت حرکت مستقل از نتیجه بود .

او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است پس باید میدان را خالی کند .

اودر پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسیده بود چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودی از ادامه مسابقه منصرف نشدید ؟؟

در ابتدا فقط گفت : برای شما قابل درک نیست !

سپس گفت : مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم مرا فرستاده اند که آنرا به پایان برسانم .

جان استفن آکواری اهل تانزانیا نفر آخر دوی ماراتن المپیک 1968 در خاطره ها باقی ماند  اما براستی شما نام نفر اول آن مسابقه را به یاد دارید

تمام حقوق این سایت محفوظ می باشد.